تبليغاتX
بهانه ای برای دوستی






بهانه ای برای دوستی

به شانه ام می زنی که تنهای ام را بتکانی.به چه دل خوش کرده ای.تکاندن برف از شانه ی آدم برفی

چه دشوار است انسان وار زیستن

                          در سرزمین مترسک ها

                                           آنجا که با نگاهی به نام عشق

                                                                       فریبت میدهند و   

                                  با دروغی به نام محبت دشنام

                                  http://afd.netau.net/photos/d3d9d5373f37.jpg

نوشته شده در سه شنبه 26 اردیبهشت1391ساعت 15:10 توسط ونوس|

مهربانم تو بگو بعد از تو از کدام دریچه ی آسمان

به تماشا بنشینم  و با کدام واژه

عشق را معنا کنم ؟ 

بی تو همه ی فصلها خاکستری و

همه ی ستاره ها خاموشند. 

کیفر شکستن دل من چند جاده غربت و

چند آسمان تنهایی است 

 باور کن من هنوز هم به قداست چشمان تو

ایمان دارم  برای او که وسعت قلبش

 اندازه ی تمام عاشقانه های روی زمین است

نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت1391ساعت 15:3 توسط ونوس|

نفسهایم.. برای تو...


باور کن دلشوره های نگاهم را...

که شور تو را میزند شیرینم...

هوا سرد شده... نکند فراموش کنی بارانی ات را...

من با سرفه کردنت دق میکنم... من به یک عطسه ی تو دلم هری میریزد...

طاقت یک عمر  عذاب را دارم...

به شرطی که پایانش یک لبخند باشد... روی لبهای  تو...

و بوسه ای شکل لبهای من...

تمام دکمه های بارانی ات را ببند...

من به دستهای باد هم حسودی ام میشود... اگر به تن تو بخورند...

دلتنگ تو بودن را دوست دارم...

درست مثل کودکی هایم وقتی با شوق به بستنی لیس میزدم...

مبادا که یک قطره اش به زمین بریزد...

دوستت دارم ای همه ی خیال من... ای همه شور و حال من...

  سهیل ساسان

نوشته شده در جمعه 8 اردیبهشت1391ساعت 13:4 توسط سهیل ساسان|

روزگاری جاده ای بودم غرق تردد ،

جاده ای که از رفت و آمد لحظه ای خالی نمیشد

من که بسیار غریبان را به آبادی رساندم ،

عاقبت خود ماندم و ویرانه و تنهائی خود . . .

نوشته شده در یکشنبه 3 اردیبهشت1391ساعت 11:35 توسط ونوس|

چه کردی با خیالم.. کاش میدیدی...

 

آن لحظه می آید که تو با بوسه پیدا میشوی

یک شهر را با صحبت روی تو عاشق میکنم

دارم تمام وسعت این مرد همسر پیشه را

اندازه ی فهمیدن اسم تو لایق میکنم

فرهاد این شیرین منم لیلای این مجنون تویی

اینبار این افسانه را شکل حقایق میکنم

هرشب به جای مه تویی بانوی شبهای دلم

یعنی تو را اسطوره در کل مناطق میکنم

تا روز پیدا کردنت یک عمر میگردم ولی

بعداز تو چشم عشق را بر جز تو عایق میکنم

سهیل ساسان

نوشته شده در جمعه 1 اردیبهشت1391ساعت 19:3 توسط سهیل ساسان|

بیا کمی متفاوت باشیم

فقط کمی!

کمی تو به فکر من باش

و من کمی بی احساس

بگذار کمی تو را برنجانم

تا شاید بدانی با من چه کردی

با این بسیار زجرها....

http://tek.freeiz.com/photos/61e4bbd6393c.jpg

نوشته شده در جمعه 25 فروردین1391ساعت 12:19 توسط ونوس|

نشستم....

خسته شدم....

دیگر قایق نمیسازم...

پشت دریاها هر خبری که میخواهد باشد باشد....

وقتی از تو خبری نیست....

قایق میخواهم چه کار....

مرا همین جزیره کوچک تنهایی هایم بس است......!


نوشته شده در سه شنبه 8 فروردین1391ساعت 20:6 توسط مهدی|

خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.

خسته شدم بس که از سرما لرزیدم...

بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم

زخم پاهایم به من  میخندد...

خسته شدم بس که تنها دویدم...

اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن...

می خواهم با تو گریه کنم ...

خسته شدم بس که...

تنها گریه کردم...

می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم

و شانه هایت را ببوسم...

خسته شدم بس که تنها ایستادم


نوشته شده در سه شنبه 8 فروردین1391ساعت 19:50 توسط مهدی|

عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران


باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم
.
لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید،... رنگهایی را که بایسته است

بر آنها بزن

روزهایت رنگارنگ
.
سال نو مبارک

نوشته شده در دوشنبه 29 اسفند1390ساعت 19:8 توسط ونوس|

میگن وفتی زیادی به کسی بگی دوستت دارم خیال می کنه 

احساستو به حراج گذاشتی ...توی حراجی هم چیزای خوبی

گیر آدم نمی اد.....پس یکم جلو زبونت رو بگیر.....

میگن اگر کسی رو داری به اون بگو....زیرا قلب ها معمولا

با کلماتی که ناگفته می ماند می شکند.......

وقتی می گی دوستت دارم ازت می گذره و میره و

 اون موقع است که حسرت می خوری چرا از غرورت گذشتی

 و خودتو کوچیک کردی و وقتی هم نمی گی

اگر بره همیشه حسرت می خوری که اگر بهش

 می گفتم نمی رفت.......

بالاخره باید چیکار کرد؟باید گفت یا نه؟

منتظر نظراتتون هستم.....

نوشته شده در یکشنبه 14 اسفند1390ساعت 18:14 توسط ونوس|



      قالب ساز آنلاین